نمایندگی به چه معناست؟/رضا ساعد موچشی
نمایندگان نمایانگر و نمونه کوچک جامعه اند و هر انتخابات یعنی فراخوانی برای ایجاد تغییر و تحول اساسی برای رسیدن به اهداف اجتماعی- اقتصادی هر جامعه؛ باید با بینشی جدید به استقبال انتخابات رفت و در رفع موانع و مشکلات نمایندگی در ایران همت گماشت.

کردپرس: پارلمان را قلب تپنده دمکراسی گفته اند و از آن به عنوان رکن چهارم دمکراسی یاد می شود؛ این امر به اندازه ی مهم است که می توان ماهیت دولت ها را بر بنیاد چگونگی انتخابات و چگونگی پارلمان شناخت. در این راستا تمام نظام های دمکراتیک سعی در ساختن بسترهایی برای مشارکت سازنده افراد آن جامعه دارند. از طرف دیگر افراد آن جامعه نیز با مشارکت در این بسترها که برای آنها مهیا شده است به بازنمایی علایق، منافع و ایده های خود در قالب افرادی که از طرف خود به عنوان نماینده اراده سیاسی آنهاست اقدام می کنند. در این راستا نیز در کشور ایران، انتخابات مجلس مکانیزمی است که از طرف حاکمیت به عنوان بستری برای مشارکت مردمی فراهم شده است.

در این بحث ابتدا به بررسی معنایی نمایندگی و سپس مشکلات نمایندگی در ایران، در پرتو نظریات هابرمارس می پردازیم. در نظرهای جدید؛ دمکراسی ارتباط بسیار تنگاتنگی با اندیشه نمایندگی دارد. هرگاه شهروندان دیگر به طور مستقیم فرمانروایی نکنند. دمکراسی مبتنی بر این ادعاست که افرادی به نام نمایندگان مردم کار نمایندگی آنها را در امور مختلف انجام دهند.

در زبان روزانه نماینده بودن یعنی حضوری را اعلام یا ایجاد کردن، مانند وقتی که تصویری نماینده یا نمایانگر صحنه یا شخصی است. در علم سیاست نمایندگی بدین معناست که فردی یا گروهی نماینده جمع بزرگتری از مردم باشند یا به نیابت از طرف آن جمع اقدام کنند. بنابراین نمایندگی سیاسی اعلام پیوند و بستگی بین دو واحد کاملاً جدا از هم است- یعنی حکومت و حکومت شوندگان- و نشان می دهد از راه این پیوند نظریات مردم مورد توجه قرار می گیرد یا منافعشان تأمین می شود.

اما باید در نظر داشت که نماینده شخصی نیست که از طرف دیگری عمل می کند بلکه کسی است که نمونه یا معرف ویژه گروه یا جامعه است.

در ادامه ابتدا سه الگویی سیاسی هابرمارس از نمایندگی را شرح می دهیم و سپس در بستر جامعه ایران به تحلیل این الگوها می پردازیم.

هابرمارس براساس رابطه میان علم و تکنولوژی به عنوان عناصر حیاتی در جهان معاصر و رابطه آنها به زیست جهان اجتماعی سه الگو را مشخص می کند که عبارتند از: 1) الگوی عزم باوری 2) الگوی تکنوکراتیک 3) الگوی پراگماتیک.

 

1-1- الگوی عزم باوری:

این الگو توجیه کنش سیاسی بر پایه تصمیم صاحبان قدرت است این الگو که از نظریات ماکس وبر است تلاش دارد دانش حرفه ای و کنش سیاسی را با تعاریف روشن از یکدیگر جدا کند، تا بتواند میان وظایف خبرگان مسلح به دانش حرفه ای از یک سو و کنش سیاسی سیاستمدار از سوی دیگر تفاوت قائل شود. به گمان وبر، سیاستمدار از دانش فنی خبرگان برای تصمیم گیری های خود بهره می گیرد، ولی کاربرد قدرت سیاسی، افزون بر دانش فنی، نیاز به اراده کسانی دارد که براساس دلبستگی های فردی یا گروهی تصمیم به انجام کنش می گیرند و می کوشند آن تصمیم را اجرا کنند.

به گمان وبر توجیه کنش سیاسی را در جامعه مدرن، فراسوی دانش فنی خبرگان و مشاوران سیاسی، در نهایت باید در تصمیم و اراده سیاستمدارانی جستجو کرد که صاحبان واقعی قدرت سیاسی هستند.

خلاصه در الگوی وبر یک تقسیم کامل در جهان مدرن وجود دارد؛ از یک سو وظائف بروکراتهای گوناگون که دانش فنی را در اختیار دارند و از سوی دیگر، کار و وظائف رهبران سیاسی که دارای فرایض کسب قدرت و تجربه کافی برای حفظ و کاربرد قدرت و اراده قوی برای تصمیم گیری سیاسی هستند. در این الگو صاحبان قدرت سیاسی همان سیاستمداران هستند.

1-2- الگوی تکنوکراتیک:

در این الگو تصمیمات رهبران سیاسی بیانگر نیازها و مقتضیات و ضرورتهای عینی نظام اجتماعی- اقتصادی هستند- نیازها و مقتضیات و ضرورتهایی که کشف و شناخت آنها وظیفه خبرنگاران و تکنوکراتهاست.

در این الگو برخلاف الگویی مارکس وبر خبرگان علمی و فنی دیگر در خدمت سیاستمداران نیستند، بلکه به عکس آنچه تصمیم مستقل سیاستمدار می نماید، به راستی نیازها و مقتضیات و ضرورتهایی است که خبرگان و مختصصان "تکنوکراتها" در مکانیسم نظام اجتماعی- اقتصادی تشخیص داده اند و سیاستمداران در مقام عاملان اجرایی آنچه خبرگان و متخصصان تشخیص داده اند و به اجراء درآورده اند.

در این الگو وابستگی خبرگان و متخصصان به سیاستمداران واژگونه می شود. در این الگو سیاستمداران به راستی وسیله ای در درست خبرگان و متخصصان علوم مختلف اند.

1-3- الگوی پراگماتیک:

هر دو الگوی پیشین پرسش های عملی را به پرسش های فنی (تکنیکی) فرو می کاهند و در نهایت پرسش های عملی را از ساحت بحث عمومی بیرون می رانند. در الگوی اول (عزم باوری) تنها نقش شهروندان مشروعیت می یابد ولی به معنایی دقیق واژه توجیه عقلی ندارد. تصمیم های سیاسی بر قدرت بحث عقلی میان شهروندان در ساحت همگانی از همه وظایفش جز وظیفه توجیه شایستگی های حرفه ای مقام های مسئول تهی میشود. در هیچیک از این دو الگو درگیری شهروندان در بحث عقلی و بدون محدودیت درباره پرسشهای همگانی نقش تعیین کننده در تصمیم گیری های سیاسی- اجتماعی ندارد.

در الگوی پراگماتیک برخلاف الگوهای پیشین که گسستی میان متخصصان و سیاستمداران وجود دارد بر ارتباط دوجانبه میان دانش فنی خبرگان و کاربست آن به وسیله سیاستمداران برای رسیدن به هدف ها و خواست های اجتماعی است.

در الگوی پراگماتیک جدایی کامل وظیفه خبرگان از وظیفه سیاستمداران جایش را به ارتباط دوجانبه میان این می دهد.

حال اگر بخواهیم وضعیت نمایندگان در ایران را بر مبنای این الگوها تحلیل کنیم الگویی عزم باوری مسلط است. در این میان بیشتر نمایندگان بعد از انتخاب شدن خود را به عنوان نخبه ای متخصص تلقی می کنند که ارتباط خود را با بدنه قطع می کنند احتیاجی به ارتباط با این بدنه نمی بینند.

در این میان شهروندان فقط به عنوان افرادی که به پای صندوق رأی می روند و فردی را به عنوان نماینده انتخاب می کنند تنزل می یابند و ارتباط بین رأس عدم قدرت و قاعده هرم که مردم باشند قطع می شود.

در الگوی دوم که الگویی تکنوکراتیک است سعی می شود از نظرات متخصصان و تکنوکراتها استفاده شود اما چون دید نخبه گرایی به نمایندگان حاکم است و خود را به عنوان متخصصانی که در همه کار، سررشته دارند خود را بی نیاز از مشاوره متخصصان می دانند.

در سالهای اخیر تلاشهایی از سوی دولت دکتر احمدی نژاد برای پرکردن این خلاء با ایجاد اندیشکده های در سطح بومی و در استانها زیر نظر وزارت علوم و تحقیقات و فناوری صورت گرفته است. از این امر می توان به لزوم ایجاد راهکارهایی برای ارتباط نمایندگان با نخبگان علمی و تخصصی در سطح بومی پی برد.

اما در پایان می توان گفت با توجه به معایب و چالش های الگوهای عزم باورانه و تکنوکراتیک حرکت به سوی الگویی پراگماتیک که بر تعامل و ارتباط میان نخبگان علمی و فنی و سیاستمداران مبتنی است و اینکه نمایندگان نمایانگر و نمونه کوچک جامعه اند و هر انتخابات یعنی فراخوانی برای ایجاد تغییر و تحول اساسی برای رسیدن به اهداف اجتماعی- اقتصادی هر جامعه؛ باید با بینشی جدید به استقبال انتخابات رفت و در رفع موانع و مشکلات نمایندگی در ایران همت گماشت.

 

 

کد مطلب: 21876  |  تاريخ: ۱۳۹۰/۱۱/۱۵  |  ساعت: ۱۹ : ۱۸

FaceBook   Twitter   Delicious   Digg   Buzz   Google Bookmarks   ˜áæÈ  
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
نظر:
نظرات ارسال شده
امکانات